مجله بینالمللی فلسفه
نشریه Medwin
دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
تاریخ انتشار: 14دی 1402

چکیده
فلسفه روشنگری، به ویژه ایدههای توماس هابز و مفاهیم او پیرامون دولت و جامعه، به عنوان پایه فلسفی برای مباحث متعدد بعدی در حوزههای علوم اجتماعی و سیاسی عمل میکند. دیدگاه هابز در مورد طبیعت انسان و تصویر او از دولت طبیعی در مقابل تمدن، بدون شک از اصول اصلی تفکر مدرن است. او بشریت را به عنوان «انسان گرگنما» توصیف میکند و بر ضرورت یک دولت متمدن مبتنی بر قرارداد اجتماعی برای تضمین امنیت و حفظ منافع جمعی تأکید میکند. هابز در درجه اول به صلح توجه دارد و چارچوب سیاسی او، که ریشه در معنای علمی مدرن دارد، با هدف صریح برقراری و حفظ صلح طراحی شده است.
در وضعیت طبیعی، جایی که بشریت در شرایط غیرمتمدن قرار دارد، هر فرد به دنبال منافع شخصی خود و از هم گسسته است و در نتیجه، چشماندازی مملو از خطر و ناامنی ایجاد میشود. با این حال، کورسوی امیدی از این واقعیت ناشی میشود که آگاهی انسان از این مخمصه، خود به خود، منشأ تفکر و اندیشهای معطوف به رستگاری است. سنگ بنای امنیت در وضعیت طبیعی، برابری همه افراد در درون آن است. به گفته هابز، جامعه نمایانگر شکلگیری خودجوش یک وضعیت اساسی برای زندگی جمعی نیست، بلکه تنظیم آگاهانه یک وضعیت بالقوه بیثبات است که دائماً در آستانه درگیری قرار دارد.
هابز از طریق نظرسنجیها ادعا میکند که اکثریت مردم در یک جامعه با میل و رغبت قدرت و اختیار خود را به یک فرد یا یک گروه واگذار میکنند و آنها را قادر میسازند تا ارادههای مختلف را از طریق یک فرآیند رأیگیری در یک اراده جمعی واحد ادغام کنند. هدف این مقاله بررسی یک تغییر اساسی در اخلاق است، زیرا ما از اخلاق کلاسیک متمرکز بر «خیر» به اخلاق اجتماعی مدرن مبتنی بر «امنیت» و «ثبات» گذار میکنیم.
واژههای کلیدی: جامعه، سیاست، فلسفه سیاسی، دولت طبیعی، دولت متمدن
لینک مقاله در سایت مجله
فایل مقاله







