کنفرانس امنیت و توسعه در اوراسیای مرکزی
دانشگاه دوستی مردم روسیه (دانشگاه رودن)
مسکو، فدراسیون روسیه
21 آبان 1404 -
بازنشر در وبسایت اندیشکده پایاب
سخنرانی دکتر ساسان کریمی
خانمها و آقایان،
از اینکه امروز پذیرای من بودید متشکرم.
اجازه دهید با وضعیت کشور خودم در اوراسیا شروع کنم:
همه ما میدانیم که ایران تنها کشوری است که آسیای مرکزی و قفقاز را مستقیماً به کشورهای جنوبی و خلیج فارس متصل میکند. هیچ کشور دیگری چنین نقطه محوری روی نقشه ندارد. این اتصال میتواند تجارت بین قلب آسیای مرکزی و مناطق جنوبی را تا حد زیادی تسهیل کند و از طریق کریدورهای کلیدی مانند کریدور شمال-جنوب بر جنبههای مختلف پویایی جهانی تأثیر بگذارد.
حجم بالقوه تجارتی که میتواند از طریق این مسیر استثنایی جریان یابد، واقعاً قابل توجه است. با این حال، باید چالشهایی را که بر ثبات منطقه تأثیر گذاشتهاند - چیزی که من دوست دارم آن را «زیرساخت نرم» هرگونه توسعه بنامم - بشناسیم. از مسائل محلی و انزوا در افغانستان در سالهای اخیر گرفته تا رادیکالیسم در بخشهایی از پاکستان و تحریمهای اعمال شده بر جمهوری اسلامی ایران - این عوامل موانعی را ایجاد کردهاند.
همه ما میدانیم که ثبات، صلح پایدار و امنیت اولین و مهمترین الزامات برای هرگونه توسعه معنادار هستند. این بدان معناست که هر کشوری در آسیای مرکزی و سرزمینهای اطراف باید این موارد را در صدر اولویتهای خود قرار دهد. ما باید تمام منابع در اختیار خود را - از طریق سازمانهای بینالمللی، ابتکارات چندجانبه، توافقنامهها و سایر پتانسیلها - برای حفظ امنیت پایدار در منطقه به کار گیریم.
اما امنیت فقط یک مفهوم نظامی وابسته به ایدههایی مانند بازدارندگی یا متعادلسازی تهدیدها نیست. میتوان آن را از طریق روشهای تفکر مبتنی بر فرصت، که چیزی فراتر از فقدان خطر ایجاد میکند، بازاندیشی کرد. اگر بازیگران مختلف در منطقه - و خارج از آن - به جای مقابله با تهدیدها و ترسها، بر اشتراکگذاری فرصتها تمرکز کنند، همه چیز نه تنها روانتر، بلکه پایدارتر، دائمیتر و بادوامتر نیز خواهد شد. در دوران پیش رو، منطقه ما و جهان به جای تعادل قدرت و تاکتیکهای ترس، به تعادل فرصتها و امیدها نیاز دارند.
خانمها و آقایان،
همه ما میدانیم که ایران بیش از چند دهه است که در وضعیت خاصی قرار دارد و اغلب هدف اصلی تحریمهای مصنوعی اعمال شده است. البته، ایران اکنون کمتر تحت تأثیر این تحریمهای یکجانبه و سایر تحریمها قرار گرفته است، اما محدودیتها همچنان پابرجاست. این درگیریها و محدودیتهای غیرضروری ناشی از طرز فکر قدیمی جنگ سرد قرن بیستم است که قادر به درک پویاییهای جدید در جهان ما - از جمله تمام قالبهای نوظهور قدرتها و بازیگران در آنچه میتوانیم «نظم جهانی پساقطبی» بنامیم - نیست.
با این حال، ایران، به همراه همسایگان خود و همسایگان آن همسایگان، میتواند این مسیر را معکوس کرده و آن را به سمت مسیری جدید هدایت کند - مسیری که با فرصتهایی برای آینده هدایت میشود. کشورهای جهان باید در نظر داشته باشند که این بادهای خصمانه خواهند گذشت، اما تمدنی مانند ایران - قدیمیترین تمدن مداوم جهان - باقی خواهد ماند. ایران چیزی نیست که کسی بتواند آن را نادیده بگیرد؛ این کشور با تمام منابع و پتانسیلهای خود در این منطقه دوام خواهد آورد.
چیزی که میخواهم توجه شما را به آن جلب کنم، بخش خصوصی در ایران است که میتواند به راحتی توسعه را در همه زمینهها تقویت کند. این شامل خدمات مهندسی قوی، قابلیتهای صنعتی، دانش پزشکی و قدرت دانشگاهی ما میشود. این داراییها میتوانند به همه ملتهای اینجا کمک کنند تا پیشرفت خود را تسریع کنند و به عنوان نمونهای درخشان از فرصتهای مشترک بین کشورها عمل کنند.
حال، اجازه دهید چند نکته کلیدی را برای تغییر الگوهای ما در روابط بینالملل بیان کنم.
اول: ما باید از منطق جنگ سرد «تعلق به یا انتخاب یک بلوک قدرت» به رویکردی مبتنی بر «گسترش شبکهها و ایجاد مسیرهای ارتباطی متنوع» گذار کنیم. برای مثال، به جای اینکه از خود بپرسیم «آیا ما در بلوک غرب/ایالات متحده هستیم یا بلوک شرق/چین؟» باید بپرسیم «چه شبکهای میتوانیم طراحی کنیم که از هر دو قدرت بهرهمند شویم، بدون اینکه اسیر هیچکدام شویم؟» در یک دنیای شبکهای، هدف ما این نیست که برای باز نگه داشتن گلوگاهها به یک قدرت بزرگ تکیه کنیم. هدف این است که آنقدر مسیرهای موازی و جایگزین بسازیم که هیچکس نتواند با بستن یک گره، ما را خفه کند.
دوم: اولویت دادن به «شبکه»، «مسیر» و «جریان» در روابط سیاسی و اقتصادی ما میتواند به شکلگیری اخلاق جدیدی در روابط بینالملل منجر شود. یعنی مسدود کردن مسیرها - از طریق تحریمها، جنگ یا اختلال در زنجیرههای تأمین حیاتی - معادل «قطع جریان زندگی» در کل شبکه و به خطر انداختن زیستکره مشترک ما است. در حالی که در منطق مبتنی بر بلوک، تضعیف و فقیر کردن یک بازیگر به عنوان افزایش قدرت و ثروت بازیگر دیگر تلقی میشود و چرخه خشونت را برای همیشه تداوم میبخشد.
سوم: ایران در چنین الگویی مزایای بیشماری دارد. ما موقعیت جغرافیایی منحصر به فردی داریم که شمال و جنوب، شرق و غرب را به هم متصل میکند. تجربه ما با تحریمها به ما مهارت طراحی «مسیرهای دوم، سوم و بیشتر» را داده است - یادآوری قدرتمندی برای تبدیل تهدیدها به فرصتها. و پیوندهای فرهنگی، مذهبی و سیاسی ما در منطقه میتواند به عنوان پایه و اساس یک معماری شبکهای گسترده در غرب آسیا عمل کند. در پایان، با پذیرش این رویکرد فرصتمحور به امنیت، بهرهگیری از نقاط قوت پایدار ایران و تغییر به سمت روابط جهانی شبکهای، میتوانیم به توسعه پایدار و ثبات واقعی دست یابیم. این امر نه تنها چالشهای فعلی ما را برطرف میکند، بلکه ایران و همسایگانش را در موقعیت آیندهای شکوفا و به هم پیوسته قرار میدهد.
از توجه شما متشکریم.




