غزه و لبنان: قربانیان انفعال جهانی

گفتگو با خبرگزاری ایران دیلی 17 مهر 1403 - 

 

 

 

ایران دیلی: بسیاری از تحلیلگران معتقدند که حمله حماس به اسرائیل در اکتبر گذشته و به دنبال آن جنگ غزه و همچنین درگیری‌های جاری در اوکراین، تغییرات قابل توجهی را در نظم بین‌الملل ایجاد کرده است. ناتوانی جامعه بین‌المللی در رسیدگی مؤثر به این بحران‌ها، به این تصور اعتبار بخشیده است. به نظر شما، آیا ما شاهد طلوع عصر جدیدی در روابط بین‌الملل هستیم؟

کریمی: با این حال، من با این کارشناسان مخالفم و معتقدم که حمله ۷ اکتبر و جنگ متعاقب غزه هنوز در چارچوب نظم «پساقطبی» موجود است و بنابراین، هیچ تغییر قابل توجهی در روابط بین‌الملل رخ نداده است.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و نظم دو قطبی یا بلوک شرق و غرب، ایالات متحده فکر می‌کرد که می‌تواند به تنهایی جهان را مدیریت کند و بنابراین وارد جهانی تک قطبی شد. با این حال، به تدریج مشخص شد که مدیریت جهان به شیوه‌ای تک قطبی یک توهم است. خود ایالات متحده پس از جنگ خلیج فارس به این واقعیت پی برد. به عبارت دیگر، جهان در یک نظم پساتک قطبی قرار دارد که در آن هیچ قدرت مسلط واحدی وجود ندارد که بتواند جهان را رهبری کند. در این نظم، بازیگران مختلفی وارد صحنه شده‌اند و بازیگران غیردولتی نیز به بازیگرانی تبدیل شده‌اند، از جمله گروه‌های ضدامنیتی مانند داعش.

حمله ۷ اکتبر، تضعیف مواضع قدرت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی را آشکار کرد. قدرت‌ها و سازمان‌های جهانی وجود دارند، اما قدرت تعیین‌کننده آنها تضعیف شده است. حمله ۷ اکتبر به اسرائیل نه توسط یک دولت، بلکه توسط یک جنبش سیاسی-نظامی انجام شد و این تأیید می‌کند که در نظم پسا تک‌قطبی، این سازمان‌های غیردولتی نیز قدرت تعیین‌کننده دارند.

ویژگی‌های این نظم پسا تک‌قطبی چیست؟ آیا این نظم به منافع کشورهای بیشتری خدمت می‌کند یا قدرت‌های بزرگ هنوز بیشترین سود را می‌برند؟

یکی از ویژگی‌های کلیدی نظم پسا تک‌قطبی، جابجایی جغرافیایی قدرت است. به عبارت دیگر، قدرت یا اعمال قدرت دیگر محدود به یک منطقه خاص، مانند غرب، نیست. در عوض، بازیگران متعددی در نقاط مختلف جهان در مورد مسائل مختلف نقش ایفا می‌کنند. یکی دیگر از ویژگی‌های این دوران این است که ما دیگر شاهد اتحادهای بلندمدت یا شرکای استراتژیک ثابت نیستیم. بلکه شاهد اتحادهای مبتنی بر موضوع هستیم، جایی که دو کشور یا بازیگر ممکن است در یک موضوع متحد باشند در حالی که همزمان در مورد موضوع دیگری اختلاف نظر و رقابت دارند. علاوه بر این، قدرت پراکنده‌تر شده و فراتر از قدرت سخت سنتی گسترش یافته و شامل قدرت فرهنگی، هنجاری و نمادین نیز می‌شود. بازیگران بین‌المللی دیگر محدود به دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی نیستند؛ بازیگران جدیدی وارد صحنه شده‌اند.

آیا فکر می‌کنید این نظم پسا تک‌قطبی ادامه خواهد یافت یا دو بحران بزرگ، جنگ‌های اوکراین و غزه، مسیر آن را تغییر خواهند داد؟

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و نظم دوقطبی، همه انتظار یک نظم تک‌قطبی با محوریت ایالات متحده را داشتند و دوره فروپاشی تا استقرار نظم تک‌قطبی به عنوان یک مرحله گذار تلقی می‌شد. با این حال، این مرحله گذار مدت زیادی طول کشید و در نهایت مشخص شد که نظم تک‌قطبی یک توهم بوده است. اکنون غیرقابل پیش‌بینی است که آیا نظم جدیدی در حال ظهور است یا خیر. آنچه واضح است این است که جهان در یک مقطع حساس قرار دارد و سازمان‌های بین‌المللی و قدرت‌های بزرگ در مواجهه با بحران‌های بین‌المللی، انفعال قابل توجهی را تجربه می‌کنند. حتی قدرت‌ها یا بازیگران دیگر، مانند قدرت‌های به اصطلاح نوظهور، نیز در مواجهه با دو بحران فعلی، جنگ غزه و جنگ اوکراین، منفعل هستند.

آینده درگیری‌های غزه و اوکراین، به ویژه جنگ غزه که اکنون به لبنان سرایت کرده و خسارات قابل توجهی به بار آورده است را چگونه می‌بینید؟

من معتقدم که هر دو بحران تحت تأثیر انتخابات ریاست جمهوری آینده ایالات متحده قرار خواهند گرفت. دولت بعدی ایالات متحده، چه هریس باشد چه ترامپ، باید رویکرد جدی‌تری برای رسیدگی به این درگیری‌ها اتخاذ کند. در حالی که هریس و ترامپ ممکن است سناریوهای متفاوتی در ذهن داشته باشند، ایالات متحده نمی‌تواند از مواجهه با این بحران‌ها، به ویژه با توجه به رقابت مداوم خود با ...، طفره برود.

 

 

لینک مصاحبه در سایت ایران دیلی

 

فایل مصاحبه