این مقاله در مرکز الدراسات العربیۀ الأوراسیۀ (CAES) مصر منتشر و در وبسایت پایاب بازنشر شده است.
6 فروردین 1405 -
متن اصلی به زبان انگلیسی است و ترجمه زیر توسط Ai انجام شده است.
جنگ در خاورمیانه به ندرت به این دلیل پایان مییابد که طرفین ناگهان صلح را کشف میکنند. جنگ زمانی پایان مییابد که خستگی، ریسک و محاسبات استراتژیک با هم تلاقی کنند. به نظر میرسد آن لحظه در حال نزدیک شدن است.
امروزه، تقریباً هر بازیگر اصلی درگیر در بحران فعلی پیرامون ایران، همگرایی غیرمعمولی از منافع را در حال شکلگیری دارد. ایالات متحده، قدرتهای منطقهای و حتی بازیگران جهانی مانند چین به طور فزایندهای یک هدف واحد را به اشتراک میگذارند: آتشبس. اما یک مکث شکننده در جنگ کافی نیست. آنچه اکنون مورد نیاز است، چارچوبی است که بتواند از جنگ بعدی قبل از شروع آن جلوگیری کند.
این منطقه شاهد آتشبسهای موقت زیادی بوده است که صرفاً زمان را برای تشدید بعدی جنگ تنظیم مجدد میکنند.
یک ابرقدرت خسته
برای ایالات متحده، محاسبات استراتژیک تغییر کرده است. واشنگتن دوست دارد جنگ متوقف شود - اما نه به هزینه خودش. مردم آمریکا اشتیاق کمی برای درگیری نظامی طولانی مدت در یک درگیری دیگر در خاورمیانه دارند. سالها فشار و رویارویی، دستاوردهای استراتژیک تعیینکننده کمی به همراه داشته است. حتی هدف نمادین تحمیل تغییر سیاسی در تهران نیز غیرواقعی بوده است. علیرغم لفاظیهای پیرامون رهبری آیتالله علی خامنهای، نظام سیاسی ایران همچنان دست نخورده و مقاوم است. اکنون به نظر میرسد هزینههای ادامهی رویارویی بر مزایای آن غلبه کرده است. حتی چهرههایی مانند دونالد ترامپ که زمانی فشار حداکثری را به عنوان یک موفقیت تبلیغ میکردند، به جای اینکه رویارویی با ایران را به عنوان یک پیروزی استراتژیک معرفی کنند، به طور فزایندهای تقصیر را به گردن تصمیمات سیاسی قبلی میاندازند. واشنگتن همچنین خطر عمیقتری را درک میکند: بیثبات کردن ایران میتواند به جای انطباق، هرج و مرج ایجاد کند. و هرج و مرج در کشوری با تقریباً ۹۰ میلیون نفر جمعیت در مرکز حساسترین کریدور انرژی جهان میتواند به یک تلهی ژئوپلیتیکی تبدیل شود.
بازیگران منطقهای - به ویژه در خلیج فارس - نیز تحت فشار شدید هستند. گردشگری فروپاشیده است. اعتماد تجاری از بین رفته است. زیرساختهای انرژی و مسیرهای کشتیرانی با ریسک مداوم روبرو هستند. برنامههای تنوع اقتصادی در سراسر خلیج فارس به ثبات بستگی دارد، نه به رویارویی دائمی.
بسیاری از دولتها علناً ایران را به خاطر بحران سرزنش میکنند. با این حال، آنها به طور خصوصی واقعیت پیچیدهتری را تشخیص میدهند: بیشتر اقدامات نظامی ایران واکنشی بودهاند تا آغازگر جنگ. در نتیجه، بسیاری از دولتهای منطقه بیسروصدا از واشنگتن میخواهند که تنشزدایی کند، حتی در حالی که فشار لفظی بر تهران را حفظ میکنند. پشت درهای بسته، پیام آنها ساده است: منطقه نمیتواند یک رویارویی طولانی مدت دیگر را تحمل کند. روسیه و چین تا حد زیادی در حاشیه ماندهاند. هیچ یک از این دو قدرت، حمایت نظامی قاطعی از ایران نکردهاند. با این حال، هر دو عمیقاً نگران تغییرات چشمگیر در ساختار سیاسی ایران یا فروپاشی گستردهتر منطقهای هستند. روسیه از افزایش قیمت جهانی نفت و گاز که معمولاً از درگیری ناشی میشود، سود میبرد. در مقابل، چین نیز از همین پویایی رنج میبرد. پکن، به عنوان بزرگترین واردکننده انرژی جهان، هر زمان که تنشها در خلیج فارس افزایش مییابد، با هزینههای بالاتر و عدم قطعیت در عرضه مواجه میشود. برای هر دو قدرت، بیثباتی در ایران یک خطر استراتژیک است. اما هیچ یک مایل به دخالت مستقیم در این درگیری نیستند.
بر اساس گزارشهای متعدد، اسرائیل در جریان این رویارویی متحمل خسارات داخلی قابل توجهی شده است. با این حال، به یکی از اهداف استراتژیک دیرینه خود نیز دست یافته است: تغییر تمرکز بینالمللی از درگیری اسرائیل و فلسطین به سمت ایران. اسرائیل با تغییر چارچوب مسئله اصلی امنیت منطقه پیرامون تهران، با موفقیت دستور کار دیپلماتیک را تغییر داده است. با این حال، حتی اسرائیل نیز نمیتواند هزینههای انباشته تشدید طولانی مدت درگیری در یک سرزمین کوچک و پرجمعیت را نادیده بگیرد.
در همین حال، ایران هزینه هنگفتی پرداخته است. هزاران نفر جان خود را از دست دادهاند. زیرساختهای غیرنظامی و نظامی متحمل خسارات گستردهای شدهاند. برآوردهای اولیه، خسارات اقتصادی را بیش از 50 میلیارد دلار تخمین میزند که بخش عمدهای از آن بر زیرساختهای حیاتی که پیش از این تحت فشار سالها تحریم بودهاند، تأثیر میگذارد. برای کشوری که اقتصاد آن مدتهاست تحت فشار شدید خارجی بوده است، بازسازی این خسارات کند و دشوار خواهد بود. بنابراین، ایران نیز در منافع نوظهور آتشبس سهیم است. اما موضع تهران حاوی یک نکته مهم است.
وضعیت ایران: پایداری
از دیدگاه ایران، آتشبس که صرفاً درگیری را متوقف کند، بیمعنی خواهد بود. رهبری در تهران از یک الگوی آشنا میترسد: خصومتها موقتاً متوقف میشوند، اما ایالات متحده و اسرائیل ماهها بعد، با آمادگی بهتر، هماهنگی بیشتر و عزم راسختر، باز میگردند. در این سناریو، آتشبس فقط به دشمنان ایران فرصت میدهد تا خود را دوباره ارزیابی کنند. آنچه ایران در عوض به دنبال آن است، صرفاً عدم جنگ نیست، بلکه ساختاری است که تجاوز مجدد را بسیار دشوارتر میکند.
آتشبس پایدار بین ایران و ایالات متحده - و به تبع آن منطقه وسیعتر - میتواند از طریق سه سند مکمل ایجاد شود:
اول، شورای امنیت سازمان ملل متحد باید قطعنامهای را تصویب کند که همه طرفها را به خودداری از تجاوز نظامی یا اقدامات بیثباتکننده در سراسر منطقه متعهد کند. چنین قطعنامهای یک مبنای قانونی و دیپلماتیک در برابر تشدید مجدد تنش ایجاد میکند.
دوم، باید یک ترتیبات امنیتی منطقهای بین کشورهای خلیج فارس و کشورهای همسایه - از جمله ترکیه، عراق و پاکستان - مورد مذاکره قرار گیرد. این چارچوب شامل تعهدات متقابل برای عدم حمله به یکدیگر و عدم اجازه استفاده از خاک، پایگاهها یا تدارکات آنها توسط اشخاص ثالث برای انجام حملات خواهد بود. در واقع، این امر یک سیستم عدم تجاوز منطقهای ایجاد میکند که برای حذف مسیرهای عملیاتی که اغلب منجر به درگیری میشوند، طراحی شده است.
سوم، واشنگتن و تهران باید یک پیمان عدم تجاوز رسمی داشته باشند - توافقی که به طور خاص اقدام نظامی مستقیم یا غیرمستقیم بین ایالات متحده و ایران را ممنوع میکند. این امر تمام اختلافات بین دو کشور را حل نمیکند. اما مرز مشخصی را ایجاد میکند که از تبدیل این اختلافات به درگیری آشکار جلوگیری میکند.
یک اتحاد نادر
آنچه این لحظه را غیرمعمول میکند، اتحاد منافع است: ایالات متحده خواهان خروج از یک رویارویی پرهزینه است. کشورهای منطقه برای اقتصاد خود به ثبات نیاز دارند. چین خواهان جریانهای انرژی امن است. حتی روسیه نیز تنش کنترلشده را به فروپاشی منطقهای ترجیح میدهد. ایران، با وجود ضررهایش، نیز پذیرای کاهش تنش است - مشروط بر اینکه بتواند اعتماد کند که این مکث صرفاً پیش درآمد جنگ بعدی نخواهد بود. چنین اتحادی بین دشمنان در خاورمیانه نادر است.
اما وقتی اتفاق میافتد، فرصتهایی ایجاد میکند که نباید از دست داد. آتشبس ممکن است به زودی اجتنابناپذیر شود. سوال واقعی این است که آیا جامعه بینالمللی به یک وقفه موقت رضایت خواهد داد یا از این فرصت برای ایجاد صلحی که واقعاً پایدار باشد، استفاده خواهد کرد.
لینک یادداشت در سایت مرکز الدراسات العربیۀ الأوراسیۀ
فایل یادداشت
لینک یادداشت در سایت پایاب








