یادداشت در راشا تودی (Russia Today) ۳ تیر ۱۴۰۴ -
متن اصلی به زبان انگلیسی است و ترجمه زیر توسط Ai انجام شده است.
نوشته ساسان کریمی، استادیار دانشکده مطالعات جهان و سیاست بینالملل دانشگاه تهران.
زبان مبهم رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی به توجیه اقدام نظامی غیرقانونی کمک کرد.
اقدامات نظامی اسرائیل علیه ایران، خاورمیانه را به طور قابل توجهی بیثبات کرده است که ناشی از نگرانیها در مورد قابلیتهای هستهای ایران است. این رویدادها که ریشه در تنشهای تاریخی دارند، برگشتناپذیر هستند و پویایی منطقهای را تغییر دادهاند. سند کلیدی که به عنوان بهانهای برای تجاوز اسرائیل عمل کرد، قطعنامهای بود که توسط شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) تصویب شد. این قطعنامه بر اساس گزارش رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تهیه شده بود که بعداً در مصاحبهای با کریستین امانپور، اندکی پس از شروع خصومتها، سعی در تعدیل پیامدهای آن داشت.
گروسی از زمان تصدی این سمت، وظیفه اجرای اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای تضمین عدم اشاعه هستهای را بر عهده داشته است. با این حال، گزارشهای او اغلب مبهم بودهاند و تردیدهایی را در مورد برنامه هستهای ایران ایجاد کردهاند که میتواند به طرق مختلف تفسیر شود. منتقدان استدلال میکنند که این گزارشها، اگر عمداً گمراهکننده باشند، ممکن است در تشدید تنشهای منجر به جنگ نقش داشته باشند و سوالاتی را در مورد پاسخگویی گروسی، از جمله احتمال برکناری یا محاکمه او، مطرح کنند. اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شورای حکام اجازه میدهد تا مدیر کل را منصوب یا برکنار کند و جنجالهای قابل توجه در مورد گزارشهای نادرست یا جانبدارانه میتواند بر چنین تصمیماتی تأثیر بگذارد.
محدودیت ذاتی بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی این است که آنها نمیتوانند به طور قطعی عدم وجود فعالیتهای هستهای اعلام نشده را تأیید کنند، زیرا هیچ آژانسی نمیتواند بر هر بخش از یک کشور نظارت کند. در عوض، آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارزیابی میکند که آیا انحرافات قابل توجهی در مناطق بازرسی شده مشاهده میشود یا خیر. این محدودیت، گمانهزنی در مورد آنچه ناشناخته باقی مانده است را ممکن میسازد، که گروسی بر آن تأکید کرده است و به روایتی کمک میکند که بر وقایع تاریخی تأثیر گذاشته است. اگر این تأکیدات مبتنی بر ادعاهای نادرست یا اغراقآمیز باشد، میتواند به عنوان سوءاستفاده از قدرت تلقی شود و درخواستها برای برکناری او را بیشتر کند.
از نظر تاریخی، مدیران کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نقشهای سازندهای در دیپلماسی بینالمللی ایفا کردهاند. در طول مذاکرات برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، رهبری آژانس بینالمللی انرژی اتمی پیشرفت را تسهیل کرد. با این حال، دوره تصدی گروسی، پس از یک انتخابات جنجالی، تمرکز را به سمت عدم قطعیتها در برنامه هستهای ایران تغییر داده و به جای حل آنها، تردیدها را تقویت کرده است. این رویکرد با بازرسیها در جاهای دیگر که در آنها عدم قطعیتهای مشابه کمتر مورد تأکید قرار میگیرند، در تضاد است. ایران با وجود اینکه تنها ۳ درصد از تأسیسات هستهای جهان را تشکیل میدهد، بیش از ۲۰ درصد از بازرسیهای هستهای جهان را به خود اختصاص میدهد، به این معنی که هفت برابر شدیدتر از میانگین مورد بازرسی قرار میگیرد. این بررسی نامتناسب نشان میدهد که نتیجهگیریها در مورد پایبندی ایران میتواند به اندازه سایر کشورها قوی باشد، در غیاب شواهد روشن از واگرایی نظامی.
فقط شواهد قابل تأیید از یک برنامه هستهای نظامی، تشدید تنش را توجیه میکند. بررسی مصاحبهها، بیانیهها و گزارشهای تکراری گروسی، در مقایسه با گزارشهای مدیران کل قبلی و ارزیابیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سایر کشورها، نشان دهنده امنیتیسازی مجدد و عمدی برنامه هستهای ایران است. ادعاهایی مبنی بر اینکه این گزارشها حاوی دروغ هستند، برخی را به این استدلال سوق داده است که اقدامات گروسی بهانهای برای درگیری فراهم کرده و به طور بالقوه برکناری او یا جلوگیری از انتصاب مجدد او را توجیه میکند. این امر با منافع استراتژیک اسرائیل و گاهی اوقات با منافع ایالات متحده، احتمالاً تحت تأثیر پویاییهای سیاسی پیرامون انتصاب گروسی، همسو است.
تصویر مبهم گروسی از «مقاصد» هستهای ایران که ذاتاً غیرقابل تأیید هستند، بهانهای برای اسرائیل فراهم کرد تا بدون هیچ مدرکی دال بر تحریک ایران، حملات نظامی، از جمله اقدامات تروریستی و حمله شبانه به تأسیسات هستهای ایران را آغاز کند. این اقدامات در حالی رخ داد که ایران و ایالات متحده در حال آماده شدن برای ششمین دور مذاکرات احیای برجام بودند و روند دیپلماتیکی را که اسرائیل همواره با آن مخالف بود، مختل کردند. ایران در پاسخ به تجاوز اسرائیل، از حق دفاع از خود طبق قوانین بینالمللی استفاده کرد.
پس از آن، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، را متقاعد به مداخله کرد که منجر به حملات ایالات متحده به سایتهای هستهای نطنز، فردو و اصفهان در چند روز بعد شد و درگیری را تشدید کرد. اقدامات اسرائیل و ایالات متحده، قوانین بینالمللی، از جمله منشور سازمان ملل متحد، قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد، اساسنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی و پروتکل الحاقی را نقض کرد. این تخلفات، سابقه خطرناکی ایجاد کرده و حملات به تأسیسات هستهای حاوی مواد رادیواکتیو را عادی کرده و هنجارهای جهانی عدم اشاعه را تضعیف کرده است.
شکست سازمانهای بینالمللی در محکوم کردن تجاوز اولیه اسرائیل، همراه با نقش گروسی در ارائه مبنایی مشکوک برای آن، نگرانیهای جدی را در مورد پایداری و بیطرفی چارچوب حقوقی بینالمللی فعلی، به ویژه در پروندههای مربوط به اسرائیل، ایجاد میکند. پیامدهای گستردهتر این رویدادها فراتر از ایران است و امنیت جهانی را پیچیدهتر میکند و اعتماد به نهادهای چندجانبه را از بین میبرد. در صورت آشکار شدن شواهدی مبنی بر نادرست بودن عمدی گزارشهای گروسی، درخواستها برای برکناری یا محاکمه او میتواند تشدید شود و رهبری و اعتبار آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تغییر دهد.
یادداشت در سایت راشا تودی







