یادداشت در سایت تهران تایمز ۲ خرداد ۱۴۰۴ -
متن اصلی به زبان انگلیسی بوده و ترجمه زیر توسط Ai انجام شده است.
تحلیلی از پایبندی سه کشور اروپایی و اقدامات واکنشی ایران
سه کشور اروپایی اکنون تهدید به فعال کردن مکانیسم ماشه و از طریق آن بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه ایران میکنند. با این حال، اروپا با انجام این کار، وضعیت فعلی و پیشینه اجرای توافق را نادیده میگیرد، که باعث میشود توانایی رویهای برای فعال کردن این مکانیسم برای فرانسه، آلمان و بریتانیا نامعتبر باشد.
برجام، که در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵ توسط ایران، گروه ۵+۱ (ایالات متحده، روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا، آلمان) و اتحادیه اروپا امضا شد، با هدف افزایش شفافیت در برنامه هستهای ایران در ازای کاهش تحریمها بود. مکانیسم ماشه یا مکانیسم ماشه، امکان اعمال مجدد تحریمهای سازمان ملل را برای عدم رعایت قابل توجه فراهم میکند. در حالی که سه کشور اروپایی میتوانند طبق بند ۳۷ این مکانیسم را به صورت رویهای فعال کنند، انجام این کار غیرقانونی خواهد بود. پیشرفتهای هستهای ایران از سال ۲۰۱۸، پاسخهای جبرانی به خروج ایالات متحده در ماه مه ۲۰۱۸ و عدم انجام تعهدات سه کشور اروپایی بود که با حقوق ایران طبق بند ۲۶ مطابقت دارد.
مفهوم سوءاستفاده از حقوق
اصل سوءاستفاده از حقوق در حقوق بینالملل، کشورها را از اعمال حقوق به شیوههایی که حقوق دیگران را تضعیف میکند یا حسن نیت را نقض میکند، منع میکند. نظر مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری در مورد نامیبیا (۱۹۷۱) تصریح کرد که حضور غیرقانونی آفریقای جنوبی در نامیبیا، مشروعیت آن را برای اعمال حقوق قانونی سلب کرده است. به طور مشابه، عدم رعایت تعهدات سه کشور اروپایی در برجام - عدم ارائه مزایای اقتصادی به ایران و همسویی با تحریمهای ایالات متحده - جایگاه آنها را برای استناد به مکانیسم ماشه تضعیف میکند. چنین اقدامی سوءاستفاده از حقوق محسوب میشود و «هیچ حقی از ناحق ناشی نمیشود» (ex injuria jus non oritur) را نقض میکند.
پیشینه برجام
برجام از دههها بیاعتمادی پدید آمد. برنامه هستهای ایران که در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد، در دهه ۲۰۰۰ به نقطه عطفی تبدیل شد و منجر به تحریمهای سازمان ملل (۲۰۰۶-۲۰۱۰) و اقدامات ایالات متحده/اتحادیه اروپا شد که اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار داد. مذاکرات از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۳ پیشرفت کندی داشت تا اینکه انتخاب رئیس جمهور روحانی و تغییر سیاستهای ایالات متحده در دوران ریاست جمهوری اوباما، توافق ۲۰۱۵ را تسهیل کرد. برجام فعالیتهای هستهای ایران، مانند غنیسازی اورانیوم، را محدود کرد، در حالی که تخفیف تحریمها در تجارت، امور مالی و انرژی را ارائه میداد. سازوکار حل اختلاف به بیاعتمادی متقابل پرداخت، اما خروج ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ تحت کمپین «فشار حداکثری» رئیس جمهور ترامپ، بار را به سه کشور اروپایی منتقل کرد.
ساختار عمل متقابل برجام
برجام بر اساس عمل متقابل بنا شده است، و سازوکار حل اختلاف (بند ۳۷) به شرکتکنندگان اجازه میدهد تا در صورت عدم رعایت، تحریمهای سازمان ملل را دوباره برقرار کنند. این سازوکار با تهدید به لغو تخفیف تحریمها، از تخلفات جلوگیری میکند. اعتبار آن به پایبندی طرفِ استنادکننده بستگی دارد. خروج ایالات متحده در ماه مه ۲۰۱۸ و اعمال مجدد تحریمها، اولین نقض [توافق] را رقم زد. ایران به مدت یک سال، همانطور که گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی تأیید کرده است، پایبندی کامل خود را حفظ کرد، پیش از آنکه در ماه مه ۲۰۱۹ اقدامات جبرانی مانند غنیسازی اورانیوم تا ۲۰٪ را آغاز کند. این اقدامات با مفاد تلافیجویانه برجام و کنوانسیون وین در مورد حقوق معاهدات (۱۹۶۹) که اجازه واکنشهای متناسب به نقضهای اساسی را میدهد، همسو است.
بند ۲۶ برجام به ایران اجازه میدهد از اجرای محدودیتهای خود تحت این توافقنامه عقبنشینی کند. اقدامات ایران از ماه مه ۲۰۱۹ - گسترش عملیات سانتریفیوژها، افزایش سطح غنیسازی اورانیوم و غیره - تدریجی، برگشتپذیر و متناسب بودند و نشان دهنده پایبندی به چارچوب برجام بودند. پس از خروج ایالات متحده، سه کشور اروپایی، چین، روسیه و اتحادیه اروپا موظف به حفظ این توافقنامه شدند. برخلاف خروج ایالات متحده، پاسخهای سنجیده ایران نشاندهنده حسن نیت و تعهد به ساختار حقوقی برجام است.
نقض تعهدات سه کشور اروپایی
عدم ارائه مزایای اقتصادی توسط سه کشور اروپایی، برجام را نقض میکند و مشروعیت آن را برای استفاده از مکانیسم بازگشت تحریمها تضعیف میکند. مقدمه و پیوست دوم برجام، لغو تحریمها در تجارت، امور مالی و انرژی را الزامی میکند. با این حال، پایبندی بیش از حد سه کشور اروپایی به تحریمهای ثانویه ایالات متحده، فرصتهای اقتصادی ایران را مسدود کرد و بانکهای اروپایی از معاملات با نهادهای ایرانی خودداری کردند. ابزار حمایت از مبادلات تجاری (INSTEX) تا حد زیادی ناکارآمد بود و تا سال ۲۰۲۰ تنها یک تراکنش را پردازش کرد. حمایت سه کشور اروپایی از فشار ایالات متحده، از جمله بحثهای مذاکره مجدد، بندهای ۲۸ و ۲۹ را نقض کرد. درخواستهای ایران برای سازوکار حل اختلاف (DRM) (مثلاً اوت ۲۰۱۸، نوامبر ۲۰۱۸) نادیده گرفته شد و اقدامات جبرانی آن را به دنبال داشت. نامههای ایران (۲۰۱۶-۲۰۲۱) به تفصیل به عدم موفقیت سه کشور اروپایی در فعال کردن بانکداری، تجارت و اینستکس اشاره میکند و عدم پایبندی آنها را تأیید میکند.
نقضهای سه کشور اروپایی، استفاده احتمالی آنها از مکانیسم بازگشت تحریمها را نامعتبر میکند. پیشرفتهای هستهای ایران، اقدامات تلافیجویانهای تحت بند ۲۶ بود که در پاسخ به خروج ایالات متحده و عدم اقدام سه کشور اروپایی انجام شد. هیچ یک از طرفین رسماً عدم پایبندی ایران را اعلام نکردهاند و جایگاه آن را به عنوان یک طرف تلافیجو تقویت نکردهاند. استناد به مکانیسم حل اختلاف، سوءاستفاده از یک ابزار قانونی برای مجازات حقوق قراردادی ایران و نقض «پیمان وفا به عهد» است. نظریه واقعگرایی، تمکین سه کشور اروپایی به تحریمهای ایالات متحده را به عنوان اولویت دادن به منافع استراتژیک و تضعیف چارچوب چندجانبه برجام توضیح میدهد. پایبندی ایران به مفاد تلافیجویانه، نشاندهنده قانونگرایی است و عدم پایبندی سه کشور اروپایی به عمل متقابل را آشکار میکند.
سه کشور اروپایی میتواند مکانیسم بازگشت تحریمها در برجام را به صورت رویهای فعال کند، اما چنین اقدامی فاقد مشروعیت است. پیشرفتهای هستهای ایران پس از سال ۲۰۱۸، پاسخهای جبرانی و برگشتپذیر به نقضهای ایالات متحده و سه کشور اروپایی بود که طبق بند ۲۶ مجاز شمرده شده بود. عدم ارائه مزایای اقتصادی توسط سه کشور اروپایی، همدستی با تحریمهای ایالات متحده و بیتوجهی به سازوکار حل اختلاف، اقتدار آنها را تضعیف میکند. استفاده از مکانیسم ماشه، سوءاستفاده از یک ابزار قانونی است و برجام و دیپلماسی چندجانبه را به خطر میاندازد. برای نجات این توافق، سه کشور اروپایی باید سازوکارهای اقتصادی را عملیاتی کرده و با تحریمهای ایالات متحده مقابله کنند.
بحث بر سر فعالسازی مکانیسم ماشه، چالشهای اجرای توافقهای بینالمللی تحت فشارهای هژمونیک را برجسته میکند و بر لزوم عمل متقابل و پاسخگویی در دیپلماسی هستهای تأکید دارد.
لینک یادداشت در سایت تهران تایمز
فایل یادداشت







