یادداشت در خبرگزاری ایران دیلی 30 بهمن 1403 -
متن اصلی به زبان انگلیسی است و ترجمه زیر توسط Ai انجام شده است.
اخیراً، سه کشور اروپایی (E3) و ایران در سه دور مذاکره شرکت داشتند. به نظر میرسد که مسئله هستهای هنوز جایگاه مهمی در هر مذاکره جدیدی دارد. ایران بارها گفته است که آماده است تا در یک مذاکره منصفانه و بیطرفانه شرکت کند. این آمادگی منحصراً از اعتماد به نفس در تهران ناشی میشود - واقعیتی که جامعه جهانی، به ویژه دولتهای اروپایی، باید آن را تشخیص دهند. اگر اراده سیاسی در پایتختهای اروپایی وجود نداشته باشد، این خطر وجود دارد که روایتهای غیرسازنده و خصمانهای پدیدار شود که به دروغ ایران را به عنوان یک کشور ضعیف و ناامید از مذاکره به تصویر بکشد. چنین تحریفاتی نه تنها موضع ایران را تحریف میکند، بلکه انعطافپذیری آن را نیز نادیده میگیرد.
با وجود تحمل دههها فشار شدید و هزینههای همراه آن، ایران همواره نشان داده است که تسلیم زور نمیشود. این مقاومت صرفاً یک انتخاب استراتژیک نیست، بلکه یک اصل ریشهدار است که از تاریخ معاصر این کشور گرفته شده است. تابآوری ایران، آن را به یک نقطه عطف اساسی رسانده است که با دو روایت رقیب مشخص میشود: روایت اول، روایتی گمراهکننده و مضر که توسط اسرائیل تبلیغ میشود، ایران را از نظر اقتصادی و نظامی ضعیف نشان میدهد، اتحادهای منطقهای آن تحت تأثیر قرار گرفته و نفوذ سیاسی آن رو به کاهش است. این دیدگاه نشان میدهد که آسیبپذیریهای ادعایی ایران و افزایش احتمالی جاهطلبیهای هستهای، به دلیل کاهش بازدارندگی، مداخله نظامی را ضروری میسازد.
در مقابل، روایت دوم، دستاوردهای ایران در طول چهار دهه مقاومت تزلزلناپذیر و خوداتکایی در اقدامات امنیتی را که به موقعیت ثبات، خودکفایی و اعتماد به نفس منجر شده است، تصدیق میکند. جنبشهای مقاومت منطقهای که اغلب با ایران مرتبط هستند، صرفاً امتداد نفوذ آن نیستند. بسیاری از این گروهها، که پیش از جمهوری اسلامی وجود داشتهاند، با اهداف متمایز خود هدایت میشوند که توسط دههها اشغال خارجی و بیعدالتی سیستماتیک شکل گرفته است. پایداری آنها، یک روحیه منطقهای گستردهتر مقاومت در برابر نابرابری را برجسته میکند.
تحلیلگران باید بدانند که این جنبشها، نیابتیهای متعارف نیستند، بلکه نهادهای مشروعی هستند که اهداف خود را دنبال میکنند. اگرچه ایران حمایت خود را ارائه داده است، اما این کمکها با ارزشها و اهداف مشابهی همسو هستند و نه به معنای کنترل مستقیم. قابلیتهای ذاتی ایران، از جمله پتانسیل هستهای، منابع طبیعی گسترده، قدرت نظامی و از همه مهمتر، وحدت ملی آن، همچنان قوی هستند. دست کم گرفتن این وحدت، قدردانی از تابآوری ملتی را که در طول قرنها با چالشهای قابل توجهی روبرو بوده است، غیرممکن میکند.
ثبات و اعتماد به نفس فعلی ایران نتیجه یک تاریخ پرآشوب است که با از دست دادن سرزمین و دورههای تسلط خارجی مشخص شده است. ایران پس از انقلاب، یک جنگ هشت ساله، تحریمهای اقتصادی طولانی مدت و چالشهای امنیتی بیامان را تحمل کرده است. امروزه، این تابآوری، تمرکز آن را بر توسعه و بهینهسازی منافع ملی در حوزههای مختلف تقویت میکند. این جهتگیری استراتژیک با دولت رئیس جمهور پزشکیان که بر رشد و فرصت تأکید دارد، همسو است.
دو تحول برگشتناپذیر از سال ۲۰۱۸، دستیابی به توافق را چالشبرانگیزتر کرده است: اولاً، پیشرفتهای ایران در فناوری هستهای، که اکنون به جای مواد یا ماشینآلات صرف، دانشی ریشهدار هستند، قابل محدود کردن یا معکوس کردن نیستند. دوم، تأثیر آن بر اقتصاد ایران و بخشهای مرتبط با آن مانند توسعه و مراقبتهای بهداشتی عمیق بوده است.
با وجود تحریمهای پنج سال گذشته، اقتصاد ایران به مقیاسی رشد کرده است که به راحتی قابل تغییر نیست. ایران، با طیف کاملی از قابلیتهای خود، با کشورهایی مانند لیبی، عراق و افغانستان متمایز است. تنها رویکرد مناسب برای تعامل با ایران، اتخاذ موضعی مبتنی بر انصاف، احترام و برابری است. هرگونه انحرافی منجر به بنبست میشود.
اگر غرب نتواند از این لحظه استفاده کند، خطر تکرار اشتباهات تاریخی را به جان میخرد، اشتباهاتی که نه تنها تحت تأثیر سوءتفاهمها، بلکه تحت تأثیر لابیگریهای بیمورد صهیونیستی نیز قرار گرفتهاند. سیاستهای غرب در چهار دهه گذشته ناخواسته مواضع روسیه و چین را در ایران تقویت کرده است. غرب با نادیده گرفتن فرصتهای تعامل سازنده، نفوذ خود را به این قدرتها واگذار کرده و در نتیجه پویاییهایی را تقویت کرده است که به طور نامتناسبی به نفع آنها است.
ایران پتانسیل قابل توجهی برای همکاری منطقهای و جهانی ارائه میدهد. نیروی کار تحصیلکرده، قابلیتهای مهندسی پیشرفته، دانشگاههای معتبر و تخصص هستهای آن، آن را به یک شریک ارزشمند تبدیل میکند. ابتکارات همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) بر توانایی این کشور برای مشارکتهای معنادار تأکید دارد. علاوه بر این، ایران یک بازار بکر و فرصت سرمایهگذاری برای بازیگران غربی و غیرغربی در جهان پساقطبی امروز است.
پر کردن شکاف موجود در درک متقابل بین ایران و همتایانش بسیار مهم است. جمهوری اسلامی آماده است تا از امنیت خودکفا و به سختی به دست آمده خود برای منافع ملی و منطقهای گستردهتر استفاده کند. یک گام حیاتی در حوزه هستهای نهفته است، جایی که پایبندی ایران به چارچوب برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) مسیری مناسب برای پیشرفت فراهم میکند. به جای تشدید غیرضروری تنش، اقدامات سازنده میتواند این بخش را به سناریویی مفید برای همه تبدیل کند و از رویاروییهای تاریخی بیهوده جلوگیری کند.
دولت ایران آینده را با تمرکز بر فرصتها - لحظهای مناسب برای همه طرفها برای تعامل سازنده و دستیابی به نتایج سودمند متقابل - پیشبینی میکند. بهتر است طرفها از فرصت پایبندی ایران به توافقات و بازرسیها استفاده کنند.
لینک یادداشت در سایت ایران دیلی
فایل یادداشت






